football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

سکوت همیشه ترس نیست، گاهی عقلانیت است؛ غار را اشتباه گرفته‌اید آقای قلعه‌نویی!

29 تیر 1405 ساعت 13:30133 نظر

نه در ایران که در تمام دنیا فوتبال یکی از صریح‌ترین آیینه‌های رابطه قدرت، مسئولیت و افکار عمومی است. هر کشوری را می‌توان از نحوه مواجهه مدیران و مربیانش با پیروزی و شکست شناخت. پیروزی همه را شجاع نشان می‌دهد اما این شکست است که شخصیت‌ها و ساختارها را آشکار می‌کند. در فوتبال ایران، شکست اغلب آغاز تولید روایت است. به جای آنکه چرایی ناکامی روی میز کالبدشکافی قرار بگیرد، زمین بازی عوض می‌شود. به جای تحلیل فنی، جدال رسانه‌ای شکل می‌گیرد. به جای پاسخ به افکار عمومی، پرسشگر زیر ذره‌بین می‌رود. گویی همیشه مقصری بیرون از مستطیل سبز وجود دارد که باید بار ناکامی را بر دوش بکشد.

امیر قلعه‌نویی دیروز برای نخستین‌بار پس از پایان جام جهانی، صحبت کرد. انتظار می‌رفت این نخستین گفت‌وگو فرصتی برای بازخوانی تصمیم‌های فنی، پذیرش سهم مسئولیت و پاسخ به پرسش‌هایی باشد که میلیون‌ها هوادار هفته‌هاست در ذهن دارند. از چرایی حذف تیم ملی گرفته تا کیفیت بازی‌ها و دستاورد سه تساوی که در نهایت به حذف در جام جهانی 48 تیمی انجامید. اما آنچه شنیدیم بیش از آنکه توضیح واقعیت باشد، تلاشی برای بازتعریف آن بود. استعاره غار ناگهان به محور اصلی گفت‌وگو تبدیل شد. اما همین استعاره ناخواسته پرسشی بزرگ‌تر را پیش روی فوتبال ایران قرار داد و آن اینکه واقعاً غار کجاست؟ غار همیشه محل اختفای منتقد نیست. گاهی غار همان جایی است که مسئولیت از آن ناپدید می‌شود؛ جایی که به جای پاسخ دادن به پرسش‌های فنی، منتقد موضوع بحث می‌شود. جایی که نقد، به جای آنکه شنیده شود، به برچسب تبدیل می‌شود و به جای بررسی عملکرد، انگیزه منتقدان زیر سؤال می‌رود.

اشتباه نکنید! سکوت همیشه ترس نیست. در بسیاری از مواقع، سکوت یک انتخاب عقلانی است. انسان زمانی که احساس کند فضای گفت‌وگو، ظرفیت شنیدن ندارد و هر نقدی پیشاپیش به دشمنی تعبیر می‌شود، سکوت را بر هیاهو ترجیح می‌دهد. جامعه‌شناسان سال‌هاست درباره این پدیده سخن گفته‌اند؛ فضایی که در آن، هزینه سخن گفتن از خود سخن سنگین‌تر می‌شود. در چنین شرایطی، سکوت نه نشانه ضعف بلکه گاهی نشانه بلوغ و عقلانیت است.

حمایت از تیم ملی هم هرگز به معنای تعطیل کردن عقل انتقادی نیست. حمایت فقط تشویق بعد از پیروزی نیست؛ حمایت مطالبه پاسخ بعد از شکست هم هست. اگر قرار باشد هر پرسش، تخریب تلقی شود و هر نقد، دشمنی با تیم ملی، دیگر چیزی از فرهنگ پاسخگویی باقی نمی‌ماند. آنچه فوتبال را رشد می‌دهد، تشویق بی‌قید و شرط نیست؛ نقد صریح، منصفانه و مستند است.

مردم ایران حق دارند از فوتبال لذت ببرند؛ همان‌گونه که مردم آرژانتین، اسپانیا یا انگلیس و فرانسه بعد از پیروزی تیم ملی‌شان خیابان‌ها را به جشن تبدیل می‌کنند. حتی ما به غرور مردم کیپ‌ورد بعد از ارایه بازی‌های جسورانه و مبارزه با آخرین توان نیاز داریم. هوادار ایرانی هم حق دارد تیمی را ببیند که برای برد بازی می‌کند نه اینکه پس از حذف، برای سه تساوی توجیه بشنود. 

فوتبال کارخانه تولید امید است نه خط تولید توجیه اما مسئله اصلی، شخص امیر قلعه‌نویی نیست. او فقط یکی از مصادیق فرهنگی است که سال‌هاست در فوتبال ایران ریشه دوانده است؛ فرهنگ مصونیت از پاسخگویی. فوتبال ایران سال‌هاست با کمبود استعداد مواجه نیست بلکه با تورم مصونیت روبرو شده است؛ مصونیت از پاسخگویی، مصونیت از پذیرش اشتباه، مصونیت از استعفا و مصونیت از شفافیت. در چنین ساختاری، موفقیت به نام افراد ثبت می‌شود اما شکست، میان دیگران تقسیم می‌شود. یک روز داور، روز دیگر رسانه، گاهی افکار عمومی و این‌بار غار! 

این چرخه سال‌هاست تکرار می‌شود و تا زمانی که شکسته نشود، تغییر نام مربیان نیز مسئله را حل نخواهد کرد. به همین دلیل مسئله امروز فقط امیر قلعه‌نویی نیست. مسئله فدراسیونی است که باید پرچمدار پاسخگویی باشد. چقدر باید تکرار کرد که تیم ملی سرمایه عمومی و حتی مولفه‌ای امنیتی است، نه اینکه متعلق به مدیر یا جریانی باشد. هر تصمیمی که با منابع عمومی، اعتماد عمومی و احساسات میلیون‌ها ایرانی گره می‌خورد، باید در برابر همان مردم قابل توضیح باشد. پاسخگویی لطف مدیران نیست؛ تعهد آنهاست.

اگر قرار است از نقش حاکمیت سخن گفته شود، اتفاقاً مطالبه افکار عمومی نباید محدود کردن نقد باشد. آنچه مردم انتظار دارند، اجرای قانون، شفافیت و سلامت حکمرانی در فوتبال است. سال‌هاست افکار عمومی درباره پرونده‌های مختلف، از حواشی مربوط به جادوگری تا پرونده‌های جنجالی مدیریتی و مالی، از جمله پرونده مس رفسنجان، پرسش دارد و انتظار دارد این موضوعات با دقت، استقلال و شفافیت بررسی شوند. اعتماد عمومی نه با حمله به رسانه بازسازی می‌شود و نه با متهم کردن منتقدان؛ اعتماد، محصول اجرای قانون و پاسخگویی است.


*اکبر کریمی
Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...