واکاوی ناکامی مدعی نخست جام جهانی؛ پایان کار دشان در فرانسه با نمره ۱۹
به گزارش فوتبال ۳۶۰، وقتی جام جهانی ۲۰۲۶ آغاز شد، کمتر کسی حاضر بود روی تیمی غیر از فرانسه حساب باز کند. تیم از همان روزهای نخست مسابقات، ترکیبی از کیفیت، عمق، تجربه و جوانی را به نمایش گذاشت و بسیاری آن را کاملترین تیم حاضر در آمریکا، کانادا و مکزیک میدانستند. در خط حمله، کیلیان امباپه، عثمان دمبله، مایکل اولیسه، بردلی بارکولا، دزیره دوئه و رایان چرکی حضور داشتند. مجموعهای از ستارهها به تنهایی میتوانستند نتیجه یک مسابقه را تغییر دهند. در میانه میدان، آدرین رابیو، مانو کونه و اورلین شوامنی تعادل را حفظ میکردند و خط دفاعی هم با حضور سالیبا، اوپامکانو و تئو هرناندس، یکی از مستحکمترین خطوط دفاعی جام به شمار میرفت.
فرانسه تا پیش از نیمهنهایی تقریباً همان چیزی بود که همه انتظارش را داشتند؛ هم گل میزد، هم مالکیت توپ داشت، هم در ضدحملات کشنده بود و هم در فاز دفاعی کمترین اشتباه را مرتکب میشد. آنها در طول مسابقات حتی برای دقایق طولانی هم تحت فشار قرار نگرفتند و برای نخستین بار در نیمهنهایی، بازی را از موضع ضعف ادامه دادند. بسیاری از کارشناسان بعد از حذف فرانسه، از یک سؤال مهم گفتند؛ آیا این تیم بیش از حد راحت تا نیمهنهایی رسیده بود؟
فرانسه حتی مقابل اسپانیا هم با همان اعتماد به نفس همیشگی وارد زمین شد. انگار تصور میکرد کیفیت فردی ستارههایش برای عبور از هر مانعی کافی است اما دقیقاً همان نقطه ضعف کمتر دیده شده رقیب را هدف گرفت؛ از بین بردن فضا. تیم لوئیس دلافوئنته اجازه نداد فرانسه مالک توپ باشد و نگذاشت بازیکنان تهاجمی این تیم در فضای باز تصمیم بگیرند. یکی از ترسناکترین خطوط حمله جهان، تقریباً هیچ موقعیت جدی خلق نکرد.
آمارها هم عمق این ناکامی را نشان میدهد. فرانسه در پایان مسابقه تنها 0.3 امید گل ثبت کرد؛ ضعیفترین آمار هجومی این تیم در تمام جامهای جهانی. شاگردان دیدیه دشان تا دقیقه ۸۲ حتی یک شوت در چارچوب هم نداشتند. چنین اتفاقی برای تیمی با این حجم از ستاره، تقریباً غیرقابل باور بود.
شکست مقابل اسپانیا، چیزی فراتر از یک باخت معمولی تلقی میشود. تیم قرار بود با قدرت جام ببرد اما در مهمترین مسابقه تورنمنت، شبیه خودش نبود. نه سرعت همیشگی را داشت، نه خلاقیت، نه قدرت خلق موقعیت و نه حتی آن شخصیت برنده. انگار تمام ویژگیها در همان ۹۰ دقیقه از بین رفت.
اسپانیا نه، فرانسه به دست خودش باخت
بعد از پایان مسابقه، جمله رایان شرکی شاید دقیقترین توصیف از اتفاقات نیمهنهایی بود: «ما به اسپانیا نباختیم. به خودمان باختیم.» هافبک جوان فرانسه بدون تعارف گفت تیمش از نظر فنی، تاکتیکی و حتی در نبردهای فردی شکست خورده. کیلیان امباپه هم در تحلیل خودش به یک نکته مهم اشاره کرد؛ فرانسه از همان ابتدای مسابقه در خط میانی از نظر تعداد بازیکن عقب افتاد و اسپانیا با برتری عددی، جریان بازی را کاملاً در اختیار گرفت.
شاید همین موضوع، بزرگترین انتقاد به دیدیه دشان باشد. سرمربی فرانسه تصمیم گرفت بدون تغییر ساختار، با همان سیستم همیشگی و ۴ بازیکن کاملاً هجومی مقابل بهترین فوتبال مالکانه جهان بایستد. اسپانیا توپ را گرفت، ریتم بازی را کنترل کرد و اجازه نداد ستارههای فرانسه حتی نفس بکشند.
دشان بعد از مسابقه اعتراف کرد تیمش باید برای اسپانیا دردسر بیشتری میساخت اما فرصت انجام این کار را هم پیدا نکرد. اسپانیا خوب توپ را به گردش درآورد و فرانسه مدام در حال دویدن، تعقیب توپ و عقب کشیدن خطوطش بود. فرانسه برخلاف بازیهایقبلی این بار مجبور شد دنبال بازی اسپانیا بدود.
پایان یک عصر
شاید تلخترین بخش این شکست، پایان دوران یکی از موفقترین مربیان تاریخ فوتبال فرانسه بود. دیدیه دشان پس از مسابقات از سمتش کنار میرود و امیدوار بود آخرین تصویرش با جام قهرمانی ثبت شود اما در عوض، آخرین خاطره او، شکست مقابل اسپانیا نام گرفت. او طی ۱۴ سال، ۱۸۴ بار روی نیمکت فرانسه نشست، یک قهرمانی جهان، یک نایبقهرمانی جهان، یک فینال یورو و یک قهرمانی لیگ ملتها را برای خروسها به ارمغان آورد و حالا بخشی از هواداران، بیشتر از ناراحتی بابت حذف، منتظر آغاز دوران زینالدین زیدان هستند.
دشان همیشه یک مربی نتیجهگرا بود. فلسفهاش پیچیده به نظر نمیرسید. ستارههایش را راضی نگه میداشت، ساختار تیم را ساده حفظ میکرد و اعتقاد داشت کیفیت فردی بازیکنان، تفاوت را رقم خواهد زد. همین نسخه در سال ۲۰۱۸ فرانسه را قهرمان جهان کرد و ۴ سال بعد هم تا فینال جام جهانی رساند. اما فوتبال امروز بخصوص مقابل تیمهایی مانند اسپانیا، دیگر فقط به استعداد وابسته نیست. وقتی حریف هم توپ را از تو میگیرد و هم فضا را، ستارهها بدون برنامه تاکتیکی تبدیل به بازیکنانی عادی میشوند. چنین اتفاقی برای امباپه، دمبله، اولیسه و بارکولا رخ داد.
حالا همه نگاهها به زینالدین زیدان دوخته شده. او با ۳ قهرمانی متوالی لیگ قهرمانان اروپا و ۲ قهرمانی لالیگا روی نیمکت رئال مادرید، کارنامهای خیرهکننده ساخته اما پنج سال است مربیگری نکرده و تجربهای خارج از برنابئو ندارد. تیم ملی فرانسه با رئال مادرید تفاوتهای زیادی به خود میبیند. اینجا خبری از تمرینات روزانه، نقلوانتقالات و اصلاح تدریجی مشکلات نیست. زیدان باید در چند روز اردو، تیمش را آماده مهمترین مسابقات دنیا کند.
با این حال، سرمایه در اختیار زیدان، شاید غنیترین نسل فوتبال فرانسه بعد از قهرمانی ۱۹۹۸ باشد. امباپه، اولیسه، دمبله، دوئه، چرکی، بارکولا، سالیبا و دهها ستاره دیگر، همچنان در جام جهانی بعدی در اوج فوتبال خواهند بود. شاید بزرگترین درس این نیمهنهایی هم برای سرمربی جدید همین باشد؛ در فوتبال مدرن، استعداد شرط لازم است اما کافی نیست. اسپانیا بار دیگر نشان داد تیمی با بازی گروهی بهتر، حتی میتواند پرستارهترین تیم دنیا را هم از حرکت بیندازد. فرانسه شکست خورد.شاید این شکست، آغاز فصل تازهای باشد. حالا همه منتظرند ببینند زیدان چگونه داستان جدید را خواهد نوشت.

