مردی که هر تصمیمش ترسناک است؛ پشت مهدی تاج به کجا گرم است؟
به گزارش فوتبال 360، وضعیت فوتبال ملی در ایران تعریف چندانی ندارد. این شرایطِ فشلگونه، علل و عوامل متعددی دارد که بخش اصلی آن مربوط به نبودن و نداشتن زیرساخت مناسب است. در سطحی بالاتر، عمده دلیل این مشکلات به نبودن، نداشتن یا بد دراختیار داشتن بودجه لازم برمیگردد. بودجهای که یا برای چنین مواردی اختصاص نمییابد، یا اگر در میان است، به درستی از آن برای بهبود زیرساخت استفاده نمیشود.
این وسط، تحریمهای اعمالشده بر بانکها را هم باید گنجاند تا پاداشی که قرار است فیفا به فوتبال ایران تزریق کند، بلوکه بماند. با این حال، اگر «مدیر»ی در این مملکت پیدا شود که به غیر از «شعار»، بهرهای از کار «عملی» هم برده باشد، میتوان بخش زیادی از این مشکلات را برطرف کرد. نیاز به جستجوی فراوان در منابع مختلف نیست تا مشخص شود فدراسیون کنونی که زمام امورش در اختیار مهدی تاج است، به لحاظ اقتصادی و اسپانسرینگ در وضعیت اسفناکی به سر میبرد. او و زیرمجموعهاش غالبا از محل درآمدهای دولت ارتزاق میکنند و وعده بازپسدهی این قروض را در صورت واریزی پاداش فیفا میدهند. جالب است حتی برای برپایی اردوی تیم ملی در ترکیه هم، فدراسیون مهدی تاج آهی در بساط نداشت تا دست یاری نزد زیرمجموعههای دولتی دراز کند. عجیب آنکه چنین مدیری با این همه سال سابقه به عنوان رئیس، از این حیث، شکستخوردهای کامل است.
بحران فقط «پول» نیست
اگر تصور شود نقطه ضعف بزرگ مهدی تاج، نداشتن پول برای چرخاندن این مجموعه عریض و طویل است، در حقش بیش از اندازه لطف شده؛ مشکل عمدهای که تاج در سالهای اخیر برای فوتبال ایران تراشیده و به بار آورده، تصمیمات خبرساز او برای تیم ملی است. بدون آنکه نیاز به ورود به جزئیات باشد و شرایط فوتبال پایه و زنان در عصر مهدی تاج زیر ذرهبین برود، کافی است تصمیمات او برای نیمکت تیم ملی بزرگسالان ایران مورد بررسی قرار بگیرد.
شاهکار مهدی تاج در این عرصه به «ویلموتس گیت» برمیگردد. او بزرگترین خسارت ممکن را به فوتبال ایران زده و بخش زیادی از پولهای بلوکه شده در فیفا، به جای آنکه صرف بهبود زیرساخت و فوتبال پایه در ایران شود، صرف همین مدیریت بحثبرانگیز تاج و قراردادش با همان مرد بلژیکی شد. کاری که مهدی تاج در پرونده ویلموتس کرد، فوتبال ایران را در آستانه ورشکستگی قرار داد. جالب آنکه «مربی نجیب تاج» کاری کرد تا نهادهای بازرسی به این قرارداد مشکوک شده و فضایی برای خروج محترمانه او از فدراسیون فوتبال به وجود بیاورد. جالب آنکه بدون پرداخت هزینهای، تاج در یک رفتوبرگشت سریع، دوباره به فدراسیون برگشت؛ این بار بدون آنکه کسی به او بگوید بالای چشمش ابروست!
بازگشت تاج به فدراسیون فوتبال ایران هم بدون هزینه نبود؛ او دراگان اسکوچیچ که کارنامه درخشانی در تیم ملی ایران به جا گذاشته و ایران را مسافر جام جهانی کرده بود، از کار برکنار و دوباره کارلوس کیروش که چوبخطش در فوتبال ایران پر شده بود را به تیم ملی برگرداند. نتیجه فاجعه بود؛ ایران زشتترین نتیجه ممکن در ادوار جام جهانی را در قطر گرفت و مقابل تیم ملی انگلیس تحقیر شد. ایران اگرچه با کیروش سه امتیاز از برد مقابل ولز کسب کرد، باز از صعود به مرحله حذفی بازماند تا قمار بزرگ تاج با یک رکورد منفی، در یکی از سیاسیترین جامهای ممکن، تبدیل به چیزی شبیه به فاجعه باشد.
تاج که به نظر میرسید باید از گرفتن تصمیماتی شتابزده درباره تیم ملی پرهیز کند، پس ازتوصیه به «ایرانیزه شدن» نیمکت تیم ملی، به سراغ امیر قلعهنویی رفت؛ مربیای که اگرچه پرافتخارترین مربی ایرانی تاریخ لیگ برتر بود؛ ولی به وضوح از روزهای اوجش فاصله گرفته و در مقام مقایسه، اختلاف زیادی با یحیی گلمحمدی داشت. دستاوردهای قلعهنویی در فوتبال ایران مربوط به دهه گذشته بود ولی یحیی کارنامه بهتری در سالهای اخیر ثبت کرده و به لحاظ فنی، شایستگی بیشتری داشت تا گزینه اول نیمکت تیم ملی شود. با این وجود، دلایل غیرفنی، یحیی را در فهرست سیاه گذاشت تا مسیر برای سرمربیگری قلعهنویی فراهم شود. امیر هم اگرچه با وعدههای شیرین نیمکت تیم ملی را در آغوش کشید؛ اما دستاوردی برای فوتبال ایران و مهدی تاج در جام جهانی نداشت. از همه عجیبتر اینکه تیم ملی با دستپخت جدید تاج، حتی از صعود از مرحله گروهی در جام جهانی 48 تیمی بازماند و در بین 8 تیم برتر سوم گروههای مختلف در رده نهم قرار گرفت.
پشت مهدی تاج به کجا گرم است؟
واقعیت این است که برای بررسی جزئیتر اتفاقاتی که در فوتبال ایران تحت مدیریت مهدی تاج رخ داده، نیاز به زمان و کلمات بیشماری است؛ با این حال، مرور همین تصمیمات اخیر او و لطماتی که به فوتبال ملی زده کافی است تا در یک دنیای آزاد، بازخواست شده و بابت نتایجی که تیم ملی در دوران مدیریتش گرفته، توبیخ شود. با این وجود، در رفتاری عجیبتر، ظاهرا نیرویی پشت مهدی تاج است، یا حداقل او اینطور القا میکند، که نمیتوان جایگاهش را تهدید کرد. از آن بدتر اینکه فضایی غیرواقعی به وجود آورده که نمیتوان حتی از او انتقاد کرد!
جالب آنکه در ناکامی جدید، تاج دوباره روزه سکوت گرفته و حاضر به عذرخواهی هم نیست چه برسد به آنکه مثل روسای دلسوز بخواهد از سمتش کنار برود و کار را به مدیری امروزیتر که دلش برای آینده فوتبال ایران بسوزد، بدهد. تاج مسئول اصلی اتفاقاتی است که بر سر تیم ملی رفته و اتفاقا اگر کسی قرار است بابت نتایج اخیر تیم ملی بازخواست شود، بالاتر از قلعهنویی باید به سراغ مهدی تاج رفت.
او همچنان در این مسیر با القای پشتگرمیاش در حال گرفتن تصمیماتی است که میتواند لطمه وارد آمده به تیم ملی را بیشتر کند. در این بین اما پرسش اصلی ناگزیر از مطرح شدن است: آیا کسی قدرت برخورد با چنین مدیری که تصمیماتش منجر به عقبگرد وحشتناک فوتبال ایران شده را ندارد؟ آیا فیفاهراسی و چسباندن خودش به نهادهای دولتی و غیره، باعث میشود تا مصونیتی فراتر از آنچه که باید داشته باشد؟ اینها بخشی از سوالاتی است که در سالهای اخیر درباره مهدی تاج مطرح شده و هنوز نهاد و مسئولی خودش را مکلف به پاسخگویی در این مورد نکرده؟ مورد آخر آنکه آیا قرارداد مارک ویلموتس هنوز در جیب کت مهدی تاج است؟

