نسل طلایی؟ مطمئن نیستیم؛ خداحافظ «نسل کافایی»!
به گزارش فوتبال 360، تیم ملی فوتبال ایران در حال بازگشت از یکی دیگر از تورنمنتهایی است که در آن ناکام مانده؛ البته اصطلاح دقیقترش، تورنمنتهای مهم است؛ وگرنه شاید این تیم بتواند در تورنمنتهای چندجانبه و دورهمی تا حدودی موفق باشد. ایران در شرایطی نتوانست از گروهش در جام جهانی 2026 صعود کند که انتظار میرفت کار راحتی در این گروه داشته باشد؛ به ویژه اینکه یکی از همگروههایش نیوزیلندِ ضعیف بود و از هر گروه هم امکان صعود تیم سوم وجود داشت. تیم ملی اما در هر دو مورد ناتوان بود؛ نه توانست نیوزیلند را شکست دهد و نه توانست به عنوان یکی از تیمهای برتر سوم گروههای 12گانه به مرحله بعدی صعود کند. به این ترتیب، نسل کنونی فوتبال ایران با یک حسرت بزرگ دیگر در دل، به کارش در یک تورنمنت مهم پایان داد.
نسل طلایی؟
درباره این نسل اظهارات ضدونقیض زیاد است. بازیکنان کنونی این تیم خودشان را برترین نسل فوتبال ایران میدانند؛ حتی همین روزها که از گروهی به این سادگی هم صعود نکردهاند باز در پستهای اینستاگرامیشان روی این گزاره به طور کموبیش تاکید میکنند. اینکه نسل آنها طلایی است و بهترین نسل فوتبال ایران. در این مورد نظر واحد و مشترکی وجود ندارد. این ادعا مورد بحث و جدل بین نسلهای نختلف فوتبال در ایران بوده. با این وجود، اگر قرار باشد دستاورد فوتبالی مورد لحاظ قرار بگیرد، این نسل، نه طلایی، بلکه یکی از نسلهای شکستخورده فوتبال ایران است.
بسیاری از بازیکنان کنونی فوتبال ایران بیش از یک دهه است کنار یکدیگر حضور دارند. برای درستی این ادعا کافی است اشاره شود تعدادی از آنها چهارمین و تعدادی دیگر برای سومین بار تجربه حضور در جام جهانی را از سر گذراندند. این مورد به خوبی حضور طولانیمدت آنها در تیم ملی را به تصویر میکشد. با این وجود، آنها نه توفیقی در جام ملتهای آسیا به دست آوردند و نه حتی توانستند برای یکبار هم که شده از مرحله گروهی جام جهانی صعود کنند. همین موضوع، با وجود داشتن چندین چهره سرشناس در ترکیب کنونی، باعث شده تا ادعای آنها مبنی بر نسل طلایی بودن و بهترین نسل فوتبالی، به چالش کشیده شود.
نسل کافایی
بازیکنان تیم ملی ایران در شرایطی خود را در برهههای مختلف، برترین نسل فوتبال ایران تعریف کردهاند که داشته چندان زیادی در چنته ندارند. آنها میگویند صعود متوالی به جام جهانی دستاورد ارزشمندی است؛ کاری که پیش از این هیچ نسلی از فوتبال ایران نتوانسته انجامش دهد. با این حال وقتی پای کسب جام و اتفاق مهم فوتبالی در جام جهانی به میان میآید، چندان دفاعیه محکمی ندارند. هرچند که شاید بتوانند به همراه مجموعه کادر فنی به قهرمانی یا نایب قهرمانی در تورنمنت بیارزش «کافا» ببالند و آن را تبدیل به رزومهای برای خود کنند. واقعیت امر این است که نسل کنونی با تمامی ادعایی که درباره بهترین بودن دارد، به غیر از یک عنوان قهرمانی و نایب قهرمانی در کافا، عنوانی ندارد.
نیاز به خانهتکانی
آنچه که در بالا رفت چندان سوژه حائز اهمیتی نخواهد بود؛ به طور غریزی، حس خودبرتربینی نزد نسلهای مختلف فوتبال در ایران وجود دارد. آنچه که این روزها اهمیت دارد اما خانهتکانی است؛ از کادرفنی گرفته تا سطحی مهمتر، در ترکیب و فهرست این تیم. ایران دومین پیر تیم جام جهانی 2026 بود؛ با میانگین سنی نزدیک به 31 سال! این آمار و میانگین برخلاف ادعای جوانگرایی امیر قلعهنویی است. از همه بدتر و عجیبتر اینکه میانگین ترکیب اصلی تیم ملی ایران از 32 سال هم تجاوز میکرد و میل به 33 سال داشت. اینها همگی نشان از عقبرفت فوتبال ایران دارد. بها دادن بیش از اندازه به نسلی که آورده چندانی برای این فوتبال ملی نداشت.
از همه عجیبتر اینکه در بین فهرست نهایی تیم ملی 16 نفر 30 و بالای 30 سال توسط امیر قلعهنویی به آمریکا برده شدند و در میان شگفتی، چندین جوان که به نظر میرسید نیازمند تجربه کردن فضای جام جهانی هستند، قربانی شدند. حالا دیگر زمانی برای تعارف وجود ندارد؛ تیم ملی بیش از هر برهه دیگری در تاریخ نیاز به خانهتکانی دارد. دیگر نباید خام وعدههای پوچی شد که هیچ پشتوانه اجرایی ندارند؛ همانطور که نباید خام اظهارات و عباراتی شد که پشت آمارهای بیحاصل فنی نهفته شده است.
بیرانوند، طارمی و سردار آزمون
واضح است وقتی صحبت از شرایط سنی میشود، به معنی تغییرات اتوبوسی نخواهد بود. همین تیم ملی این روزها بازیکنان 30 سال به بالایی دارد که هنوز جایگزین مناسبی و درحدی برایشان پیدا نشده. علیرضا بیرانوند یکی از آنهاست. اگرچه ایران یکی دو دروازهبان دیگر هم دارد ولی با توجه به پست این بازیکن، اگر بیرانوند با این سطح فنی هنوز به تیم ملی فراخوانده شود، جای گلهای باقی نمیماند.
این موضوع درباره دو بازیکن خط حمله تیم ملی ایران هم صدق میکند: بیتعارف، ایران هنوز مهاجمانی در حدواندازههای مهدی طارمی و سردار آزمون ندارد. اگرچه سردار در جام جهانی غیبت داشت ولی جای خالیاش بیش از هر زمان دیگری حس شد. تیم ملی از این غیبت لطمه خورد تا حالا اگر سردار دوباره به این جمع اضافه شود، کسی غافلگیر نشود. طارمی هم که هنوز از معدود بازیکنان بینالمللی فوتبال ایران به شمار میرود. فعلا که مهاجم یا مهاجمانی در حدواندازههای آنها در فوتبال ایران کشف نشده و انتظار میرود به همراه پست دروازهبانی، این 3 نفر همچنان برای جام ملتهای آسیا فرصت حضور در ترکیب اصلی را به دست بیاورند.
به غیر از این 3 نفر، نوبت فرصت دادن به جوانهاست تا به جای افراد 30 و 30 سال به بالایی که در سالهای اخیر در تیم ملی ایران حضور داشته و هیچ دستاوردی نداشتهاند، به میدان بروند. روشن است که این بار باید این موضوع تبدیل به خواست قطعی شود تا با پوستاندازی 40 تا 50 درصدی، این تیم با خونهای تازهای که قرار است در رگش دوانیده شود، به استقبال جام ملتهای آسیا برود. اگر هم در این مسیر هر مربی یا سرمربیای پیدا شود که از نبودن جوان شایسته در فوتبال ایران سخن براند، باید با نشان دادن هیس و درهای خروج به روی او، فضا را برای آیندهای بهتر، مهیا کرد.

