از تعلیق و تحقیر تا بیعملی؛ فوتبال زنان و دشمنی ناتمام «آقای رئیس»
به گزارش فوتبال 360، جام ملتهای فوتبال زنان آسیا 2026 به میزبانی کشور استرالیا و 3 شهر پرث، سیدنی و گلدکوست از 13 روز دیگر رسماً کارش را آغاز میکند. برای دومینبار در طول 21 دوره برگزاری رقابتها، زنان فوتبال ایران توانستهاند خود را به جام ملتها برسانند و حالا یکی از 12 تیم شرکتکننده در این رقابتها محسوب میشوند. با این وجود، اگر جدولی بخواهد از روند آمادهسازی تیمها برای حضور در جام ملتها تنظیم شود، بیشک رتبهای بهتر از دوازدهم نصیب تیم زنان ایران نخواهد شد.
فوتبال زنان ایران به لطف اقدامات توسعهمحور «AFC» در طول سالیان گذشته در مسیر پیشرفت قرار گرفته اما در این میان، یک سد بزرگ در مسیر گسترش موفقیتها در سطوح ملی بوده و آنهم خودِ فدراسیون فوتبال است؛ فدراسیونی که توجه به فوتبال زنان در صدر اولویتهای تیم مدیریتی آن نیست و همین مسئله باعث شده تا تیم ملی زنان ایران برای حضور در مهمترین رویداد سال فوتبال زنان آسیا، با حداقل توجه و امکانات آماده شود و دلبستگی به «معجزه» بیش از همیشه است.
نگرش تاج، نقطه مقابل آرمانهای توسعهمحور فوتبال زنان
مهدی تاج سومین دوره ریاست خود بر فدراسیون را تجربه میکند و نگاهی به کارنامه او نشان میدهد که نوع نگرش تاج در تضاد با آرمانهای توسعهمحور فوتبال زنان است و همین مسئله باعث شده تا تیم ملی ایران به حاشیه کشیده شود. تاج یک دوره از اردیبهشتماه 1395 تا دیماه 1398 رئیس فدراسیون بود و سپس در بحبوحه رسیدگی به پرونده مارک ویلموتس، به بهانه بیماری قلبی از سمتش کنار کشید و پس از حدود 2.5 سال دوری از عرصه قدرت، دوباره از شهریورماه 1401 در انتخابات میاندورهای در نقش رئیس فدراسیون مشغول به فعالیت شد و در اسفندماه 1403 هم برای 4 سال دیگر دوره مدیریت خود را با رأی اعضای مجمع تمدید کرد.
میراث دوره اول ریاست تاج؛ آبروریزیِ حذف از رنکینگ فیفا!
تیم ملی زنان از دوره اول مدیریت مهدی تاج، یک خاطره فراموشنشدنی در ذهن دارد؛ حذف از رنکینگ فیفا! در آذرماه 1399 بود که خبر حذف تیم ملی زنان از رنکینگ تیمهای مخابره شد و در آن مقطع، حیدر بهاروند سرپرست ریاست فدراسیون بود اما عقبه این حذف به دوره ریاست مهدی تاج بر میگشت؛ جاییکه رئیس فدراسیون با بیتوجهی مطلق به فوتبال زنان، این تیم را پس از مسابقات انتخابی المپیک 2020 به حال خود رها کرد و عدم برگزاری بازیهای رسمی و بیش از 18 ماه عدم فعالیت، تیم زنان را از چرخه تیمهای فعال زیرنظر فیفا خارج کرد که پس از کشوقوسهای فراوان، این تیم در دوره بعدی ریاست فدراسیون (شهابالدین عزیزیخادم) با از سرگیری فعالیتهایش و البته تغییر پارامترهای فیفا (به دلیل پاندمی کرونا) به رنکینگ بازگشت.
میراث دوره دوم ریاست تاج؛ بدترین نسخه تاریخ تیم ملی زنان
مهدی تاج در حالی پس از دوری 2.5 ساله به ساختمان سئول بازگشت که در دوره انتقالی به ریاست میرشاد ماجدی، مریم ایراندوست که برای اولینبار در تاریخ تیم زنان ایران را به جام ملتها رسانده بود، از سمتش به شکلی غیرمنتظره کنار گذاشته شد و مریم آزمون دوباره سرمربی تیم زنان شد؛ چهرهای که در دوره قبلی مدیریت تاج هم سکاندار تیم ملی بود. تیم زنان ایران با سرمربیگری آزمون، بدترین عملکرد تاریخ خود را بهثبت رساند و 12 بازی متوالی بدون برد پشت سر گذاشت تا در روزگاری که اقدامات توسعهمحور «AFC» باعث شده بود تا باشگاههای بزرگ به سوی تیمداری در فوتبال زنان ترغیب شوند، تیم ملی زنان ایران به سوی نابودی حرکت کند.
میراث دوره سوم ریاست تاج؛ بیعملی و وعدههای پوچ!
تاج دوره سوم ریاست خود را قصد داشت با تمدید قرارداد مریم آزمون آغاز کند اما تحت تسلیم فشارهای گسترده رسانهها و البته اعضای جدید هیاترئیسه و مسئولان ذیربط در وزارتخانه، سرمربی تیم ملی را عوض کرد و عَنان کار را بهدست مرضیه جعفری سپرد. او هر چند سعی داشت تا پای انتخاب جدیدش بماند و موانعی مثل دوشغلهبودن را از سر راه مرضیه جعفری برای حفظ او در تیم ملی برداشت اما با این وجود، بیعملی مهدی تاج و عدم تحقق وعدههایش قابل چشمپوشی نیست؛ چرا که تیم ملی زنان به شکلی معجزهآسا خودش را به جام ملتها رساند اما در مسیر آمادهشدن برای این تورنمنت، فدراسیون بیاعتنا به خواستههای جعفری کارش را پیش برد؛ نه دستیار خارجی آمد، نه دستیار داخلی جذب شد، نه کادرفنی تکمیل شد و نه حتی هماهنگی برای بازی تدارکاتی! به همه این نشدنها دریغکردن برپایی اردوی داخلی در خارج از تهران و کمپ تیم ملی (در جزیره کیش) را هم اضافه کنید تا بیش از پیش بیعملی رئیس فدراسیون فوتبال در قبال یکی از مهمترین تیمهای تحت پوشش فدراسیون او عیان شود.
تاج و بهانهای همیشگی؛ «وضعیت خاص است!»
رئیس فدراسیون البته همواره در قبال بیتفاوتیهایش علیه فوتبال زنان یک بهانه ثابت دارد و سعی میکند تا شرایط خاص کشور را پیش بکشد. او چه در ماههای گذشته و چه در سالیان دور تلاش کرده تا بیتفاوتیهایش در حوزه فوتبال زنان را به مسائل اقتصادی-سیاسی کشور مرتبط کند و از خود سلب مسئولیت نماید؛ آنهم در حالیکه حدود 11 ماهی که شهابالدین عزیزیخادم -حدفاصل 2 دوره ریاست تاج و البته 2 دوره سرپرستی بهاروند و ماجدی- رئیس فدراسیون بود، دوره شکوفایی فوتبال زنان رقم خورد؛ پرواز چارتر در اختیار این تیم قرار گرفت، اردوی خارجی برقرار شد و محدودیتی برای برپایی اردوی داخلی نبود و از سوی دیگر، البسه شکیلی هم در اختیار تیم ملی زنان قرار گرفت تا بیش از پیش مشخص شود که گرهزدن زُلف ناکارآمدیهای تاج در حوزه فوتبال زنان به زُلف مشکلات اقتصادی-سیاسی کشور فقط و فقط یک بهانه است.
آتشبس بدهید آقای رئیس؛ این تیم هم برای «ایران» است
مهدی تاج البته احتمالاً طی روزهای آتی سَرکی به اردوی تیم ملی زنان خواهد کشید تا با همان ژستهای لحظهآخری و معروف خود، زنان فوتبال ایران را موفق با کسب هر نتیجهای در استرالیا بخواند و بخواهد به آنها دلگرمی بدهد. با این وجود شاید بهتر باشد که پیش از این دیدار، مهدی تاج یکبار هم راهحل آتشبس با فوتبال زنان را پیش خود مرور کند و راههای کمک به رشد و نموی این عرصه را بررسی کند؛ چرا تیم ملی زنان ایران با پرواز اختصاصی به استرالیا نمیرود؟ چرا سُنت زشت گرفتن البسه بازیکنان تیم ملی پس از اردوها و بازیهای رسمی برچیده نمیشود؟ چرا هیچ لباس متحدالشکلی برای ستارههای تیم ملی دوخته نشده؟ چرا قرار است تیم ملی با لیستی کمتر از 26 بازیکن (که حدود قانونی رقابتهاست) به گلدکوست سفر کند؟ چرا کادرفنی تقویت نشد؟ چرا اردوی داخلی/خارجی هماهنگ نشد؟ چرا ... . احتمالاً تاج پاسخ همه این چراها را به مسائل اقتصادی ربط خواهد داد و خودش را هم بیاطلاع از برخی مسائل تیم خواهد گرفت اما ایکاش رئیس فدراسیون، نگاهی فراتر از صرفه اقتصادی به فوتبال زنان داشته باشد و برای «ایران» پاشنههای کفش خود را بالا بکشد و به تیم ملی زنان کمک کند؛ هر چند که فرصت کمک به تیمی که میخواهد در مهمترین رویداد سال آسیا شرکت کند، تمام شده اما مهدی تاج هنوز 3 سال دیگر از دوره ریاستش مانده و شاید هنوز هم برای آتشبس با فوتبال زنان و پایان این دشمنی خودخواسته دیر نباشد؛ البته بعد از حدود یکدهه نشستن بر مسند قدرت در فدراسیون و بیتفاوتی به فوتبال زنان، شاید خیلی هم دیر شده باشد!

