غروب دراماتیک هفته سیوهشتم؛ از قهرمانی آرسنال تا خداحافظی پپ و صلاح
به گزارش فوتبال 360، آرسنال تیم قهرمان فصل ۲۶-۲۰۲۵، لیگ برتر را با یک پیروزی خارج از خانه مقابل کریستال پالاس به پایان رساند؛ بردی که اگرچه در ظاهر با اختلاف یک گل ثبت شد، اما در بخش زیادی از مسابقه، برتری تیم میکل آرتتا کاملاً محسوس بود. توپچیها در سلهرست پارک با نتیجه ۲-۱ از سد پالاس گذشتند تا یک پایان آرام و کنترلشده برای فصلی داشته باشند که در نهایت با قهرمانی به پایان رسید.
بازی از همان دقایق ابتدایی با مالکیت و فشار آرسنال آغاز شد. ترکیب چرخشی آرتتا، با وجود ۹ تغییر نسبت به بازی قبلی، همچنان کیفیت بالای خود را نشان میداد. ژسوس خیلی زود میتوانست در دقیقه ۵ دروازه پالاس را باز کند اما ضربه او به تیر دروازه برخورد کرد. چند دقیقه بعد نیز هندرسون با خروجی بهموقع، موقعیت تکبهتک مهاجم برزیلی را مهار کرد تا پالاس موقتاً از عقب افتادن نجات پیدا کند.
در سمت مقابل، کریستال پالاس بیشتر روی ضدحملات و ارسالهای مستقیم حساب باز کرده بود. خطرناکترین موقعیت آنها در نیمه نخست روی ضربه سر مونوز شکل گرفت که کپا با واکنشی عالی توپ را دفع کرد. با این حال جریان کلی مسابقه در اختیار آرسنال بود؛ تیمی که با پاسهای سریع و جابهجاییهای مداوم، بارها دفاع پالاس را تحت فشار قرار داد.
سرانجام در دقیقه ۴۲ قفل بازی شکسته شد. آرسنال با یک حمله سریع از میانه زمین، دفاع پالاس را از هم باز کرد. مارتینلی در سمت چپ توپ را دریافت کرد و با پاسی دقیق، ژسوس را در موقعیت مناسب قرار داد. مهاجم برزیلی هم با ضربهای دقیق از زاویه بسته، توپ را از کنار هندرسون وارد دروازه کرد تا نیمه اول با برتری ۱-۰ توپچیها به پایان برسد.
آرتتا در شروع نیمه دوم چند تغییر مهم انجام داد؛ هاورتز، گابریل و چند بازیکن تازهنفس وارد زمین شدند و همین موضوع بلافاصله اثر خود را نشان داد. تنها سه دقیقه بعد از آغاز نیمه دوم، آرسنال روی یک ضربه کرنر به گل دوم رسید. ارسال دقیق مارتینلی روی تیر دوم با ضربه سر هاورتز همراه شد و توپ در ادامه مقابل مادوئکه قرار گرفت تا این وینگر انگلیسی با شوتی فنی و کمارتفاع، اختلاف را به دو گل برساند.
پس از گل دوم، آرسنال تا حد زیادی کنترل مسابقه را در اختیار گرفت. لوئیس-اسکلی در میانه میدان عملکرد قابل توجهی داشت و زوبیمندی هم با آرامش، ریتم بازی را مدیریت میکرد. در این بین، حضور داومنِ جوان نیز یکی از نکات جالب مسابقه بود؛ بازیکنی که با ثبت رکورد جوانترین بازیکن تاریخ لیگ برتر، توجه زیادی را به خود جلب کرد و نمایش امیدوارکنندهای داشت.
کریستال پالاس اما در نیمه دوم کاملاً تسلیم نشد. ورود بازیکنانی مثل پینو و ماتا، انرژی تازهای به خط حمله این تیم داد. پالاس در دقایق پایانی جلوتر بازی کرد و چند موقعیت نصفهونیمه ساخت، اما ساختار دفاعی آرسنال اجازه نداد فشار میزبان تبدیل به موقعیتهای جدی متوالی شود.
در دقیقه ۸۹ بالاخره مقاومت آرسنال شکسته شد. پینو از سمت چپ ارسال دقیقی انجام داد و ماتا با جاگیری مناسب و ضربه سری دقیق، دروازه کپا را باز کرد تا اختلاف به حداقل برسد و دقایق پایانی رنگوبوی هیجان بگیرد. تنها دو دقیقه بعد، پالاس حتی موفق شد گل تساوی را هم وارد دروازه کند، اما این گل به دلیل برخورد توپ با بازیکن آفساید مردود اعلام شد تا امید میزبان برای بازگشت کامل از بین برود.
در نهایت بازی با برتری ۲-۱ آرسنال به پایان رسید؛ مسابقهای که اگرچه حساسیت جدولی چندانی نداشت، اما بار دیگر کیفیت تیم آرتتا، عمق ترکیب آرسنال و آمادگی بازیکنان هجومی این تیم را نشان داد. ژسوس با گل و عملکرد فعالش یکی از بهترین بازیکنان زمین بود، مارتینلی با یک گلسازی و نقش پررنگ در حملات درخشید و مادوئکه هم هفته خوبش را با گلزنی کامل کرد. آرسنال با این برد، فصل را در حالی تمام کرد که هوادارانش در سلهرست پارک از همان ابتدا مشغول جشن و آواز بودند؛ جشنی که با یک نمایش نسبتاً مطمئن و یک پیروزی دیگر کامل شد.

در دیگر بازی امروز لیورپول فصل را با تساوی ۱-۱ مقابل برنتفورد در آنفیلد به پایان رساند؛ مسابقهای که بیشتر از هر چیز تحت تأثیر خداحافظی احساسی محمد صلاح و اندی رابرتسون قرار داشت. تیم آرنه اسلوت از همان دقایق ابتدایی کاملاً سوار بازی بود و بارها دروازه برنتفورد را تهدید کرد، اما درخشش کلهر و بدشانسی اجازه نداد قرمزها زودتر به گل برسند. نزدیکترین صحنه نیمه اول، ضربه آزاد تماشایی صلاح در دقیقه ۱۹ بود که با برخورد به تیر دروازه آه از نهاد آنفیلد بلند کرد.
برنتفورد در نیمه اول بیشتر عقب نشسته بود و روی ضدحملات دنبال ضربه زدن میگشت، اما آلیسون با یک واکنش فوقالعاده مانع گلزنی شاده شد. لیورپول با وجود مالکیت بالا، موقعیتهای پرتعداد و فشار مداوم، نیمه اول را بدون گل به رختکن رفت؛ هرچند آمار نشان میداد تیم میزبان کاملاً جریان بازی را در اختیار داشته است.
فشار لیورپول سرانجام در دقیقه ۵۸ نتیجه داد. محمد صلاح با یک حرکت سریع و پاس دقیق، کورتیس جونز را در موقعیت گل قرار داد تا او از فاصله نزدیک دروازه برنتفورد را باز کند. اما شادی آنفیلد فقط شش دقیقه دوام داشت؛ جایی که کوین شاده روی ارسال لوئیس پاتر با ضربه سر شیرجهای بازی را مساوی کرد و امیدهای برنتفورد برای رسیدن به سهمیه اروپایی را زنده نگه داشت.
دقایق پایانی مسابقه کاملاً احساسی و پرتنش دنبال شد. در دقیقه ۷۴ محمد صلاح برای آخرین بار با پیراهن لیورپول تعویض شد و تمام ورزشگاه ایستاده او را تشویق کرد. ستاره مصری در حالی زمین را ترک کرد که به شدت تحت تأثیر فضای آنفیلد قرار گرفته بود. اندی رابرتسون هم کمی بعد جای خود را به کرکژ داد تا وداع نسل مهمی از لیورپول کامل شود.
برنتفورد در دقایق پایانی حتی میتوانست برنده بازی باشد، اما فن دن برگ در وقتهای اضافه یک فرصت طلایی را از دست داد. در نهایت بازی با تساوی ۱-۱ تمام شد؛ نتیجهای که سهمیه لیگ قهرمانان اروپا را برای لیورپول قطعی کرد، اما حسرت پایان فصل با برد را برای هواداران این تیم باقی گذاشت.

همچنین ساندرلند در روزی تاریخی و فراموشنشدنی، با نمایشی شجاعانه و پرانرژی موفق شد چلسی را با نتیجه ۲-۱ شکست دهد و ورزشگاه آو لایت را به مرز انفجار برساند. تیم میزبان از همان دقایق ابتدایی با پرس شدید، جنگندگی بالا و حمایت بیامان هوادارانش نشان داد که فقط برای بقا به میدان نیامده؛ آنها رؤیای اروپا را دنبال میکردند. چلسی اگرچه مالکیت بیشتری داشت، اما در فضای سنگین ورزشگاه و مقابل تیمی باانگیزه، پراشتباه و بیبرنامه ظاهر شد.
گل اول مسابقه در دقیقه ۲۵ با یک حرکت فوقالعاده رقم خورد؛ جایی که تری هیوم روی پاس اونین، با ضربهای تماشایی و بیرون پای دقیق، توپ را به گوشه دروازه فرستاد تا استادیوم غرق در شادی شود. ساندرلند بعد از گل هم عقب ننشست و بارها با انتقالهای سریع و بازی مستقیم، خط دفاع متزلزل چلسی را آزار داد. در سمت مقابل، بهترین فرصت آبیها با ضربه سر ژائو پدرو از دست رفت تا نیمه نخست با برتری کاملاً سزاوارانه میزبان به پایان برسد.
نیمه دوم برای چلسی کابوسوار آغاز شد؛ جایی که مالو گوستو در دقیقه ۵۰ به اشتباه دروازه خودی را باز کرد و اختلاف به دو گل رسید. هرچند کول پالمر تنها شش دقیقه بعد با یک شوت فنی از پشت محوطه یکی از گلها را جبران کرد و به طلسم طولانی گل نزدنش پایان داد، اما بحران اصلی چلسی در دقیقه ۶۲ کامل شد؛ زمانی که وسلی فوفانا با دریافت کارت زرد دوم اخراج شد تا تیم لندنی دقایق پایانی را ده نفره ادامه دهد.
دقایق پایانی مسابقه کاملاً عصبی، پرفشار و آشفته دنبال شد. چلسی با وجود حملات پراکنده و ارسالهای متعدد، در باز کردن دوباره دروازه ساندرلند ناکام ماند و میزبان با فداکاری دفاعی و جنگندگی مثالزدنی، برتریاش را حفظ کرد. ۱۰ دقیقه وقت اضافه هم نتوانست معجزهای برای آبیها رقم بزند و حتی اعتراضهای مداوم بازیکنان چلسی، از جمله کارت زرد دیرهنگام کول پالمر، نشان میداد فشار روانی شدیدی روی این تیم وجود دارد.
این پیروزی فقط سه امتیاز نبود؛ ساندرلند با این برد رویایی، خودش را به آستانه سهمیه اروپایی رساند و یکی از خاصترین روزهای سالهای اخیرش را جشن گرفت. در مقابل، چلسی فصل ناامیدکنندهاش را با یک شکست تلخ دیگر به پایان رساند؛ تیمی که هنوز میان بیثباتی، اشتباهات فردی و بحران هویتی سرگردان است و حالا ژابی آلونسو برای بازسازی آن، مأموریتی بسیار دشوار پیش رو خواهد داشت.

همینطور منچستریونایتد فصل ۲۶-۲۰۲۵ را با یک نمایش مقتدرانه و امیدوارکننده به پایان رساند و موفق شد برایتون را در ورزشگاه فالمر با نتیجه ۳-۰ شکست دهد؛ بردی که بیش از سه امتیاز، شبیه اعلام شروع یک پروژه جدید در اولدترافورد بود.
یونایتد در زمینی که معمولاً برایش دردسرساز میشد، این بار کاملاً کنترل بازی را در اختیار داشت و تیم مایکل کریک هم از نظر ذهنی و هم از لحاظ تاکتیکی، یکی از منظمترین نمایشهای فصلش را ارائه داد.
گل اول در دقیقه ۳۳ روی ارسال دقیق برونو فرناندس و ضربه سر پاتریک دورگو به ثمر رسید؛ گلی که علاوه بر باز کردن دروازه برایتون، باعث شد فرناندز با ثبت بیستویکمین پاس گل فصلش، رکورد جدیدی در لیگ برتر ثبت کند.
یونایتد پیش از پایان نیمه اول اختلاف را دو برابر کرد. حرکت ترکیبی دیالو، مونت و امبومو خط دفاعی برایتون را کاملاً از هم پاشید تا مهاجم کامرونی در دقیقه ۴۴ گل دوم را وارد دروازه کند.
در آغاز نیمه دوم هم دوباره این برونو فرناندس بود که نقش اول را بازی کرد. دورگو با یک فرار عالی دفاع برایتون را بههم ریخت و توپ را مقابل کاپیتان پرتغالی گذاشت تا او با یک ضربه دقیق، گل سوم را ثبت کند و کار را تمامشده جلوه دهد.
برونو فرناندس بدون تردید بهترین بازیکن زمین بود؛ یک گل، یک پاس گل و رهبری کامل جریان بازی. در کنار او، دورگو و امبومو هم نمایشی درخشان داشتند و نشان دادند فصل آینده میتوانند مهرههای کلیدی یونایتد باشند.
در سمت مقابل، برایتون اگرچه در بخشهایی مالکیت توپ را در اختیار داشت، اما در خلق موقعیت جدی کاملاً ناکام بود و تا دقیقه ۸۶ حتی یک شوت در چارچوب هم ثبت نکرد؛ آماری که بهخوبی برتری کامل یونایتد را نشان میدهد.
فضای کلی مسابقه برای هواداران یونایتد حالوهوای یک شروع دوباره را داشت؛ تیمی که بعد از مدتها، دوباره ساختار، اعتمادبهنفس و شخصیت رقابتی پیدا کرده است.

در آخرین روز حضور پپ گواردیولا روی نیمکت منچستر سیتی، همهچیز در نیمه اول شبیه یک پایان سینمایی و باشکوه به نظر میرسید. سیتی با مالکیت توپ بالا، فشار سنگین و نمایش هجومی مداوم، کاملاً استون ویلا را تحت سلطه گرفته بود و فقط مسئله زمان بود که قفل بازی باز شود. در دقیقه ۲۳، آنتوان سمنیو روی اشتباه خط دفاع ویلا و دفع ناقص کرنر، با یک ضربه والی دقیق دروازه را باز کرد تا ورزشگاه اتحاد منفجر شود. آن گل فقط یک برتری ساده نبود؛ انگار قرار بود آخرین عصر پپ با لبخند، احساسات و یک برد خانگی تمام شود.
سیتی در نیمه اول تیم برتر میدان بود؛ ساوینیو مدام سمت چپ دفاع ویلا را بههم میریخت، برناردو سیلوا و تیجانی رایندرز موقعیت میساختند و تنها واکنش ویلا دفاع و عقبنشینی بود. حتی آمار امیدگل هم فاصله دو تیم را کامل نشان نمیداد، چون حس بازی بیشتر شبیه محاصره بود تا رقابت برابر. در آن لحظات، همهچیز آماده یک خداحافظی افسانهای برای پپ و شاید آخرین شب احساسی برناردو در اتحاد بود.
اما نیمه دوم، کاملاً چهره دیگری داشت. فقط دو دقیقه بعد از شروع نیمه، اولی واتکینز روی یک توپ برگشتی بازی را مساوی کرد؛ گلی که بعد از بررسی VAR تأیید شد و ناگهان فضای ورزشگاه را عوض کرد. ویلا که تا قبل از آن تقریباً هیچ تهدیدی نداشت، جان گرفت و شروع کرد به استفاده از فضاهای پشت دفاع سیتی. در دقیقه ۶۱ دوباره واتکینز فرار کرد، از بین مدافعان عبور کرد و با ضربهای بینقص گل دوم را زد تا اتحاد برای چند ثانیه کاملاً ساکت شود. انگار تیم اونای امری تصمیم گرفته بود تمام روایت احساسی خداحافظی پپ را خراب کند.
در ادامه، سیتی هرچه داشت جلو آورد. ورود جرمی دوکو و متئو کواچیچ ریتم هجومی را بیشتر کرد و فشار دقیقهبهدقیقه سنگینتر شد. در دقیقه ۹۰، حتی همه تصور کردند سیتی به گل تساوی رسیده؛ جایی که فیل فودن توپ را وارد دروازه کرد، اما VAR بهخاطر آفساید میلیمتری گل را مردود اعلام کرد؛ تصمیمی که مثل ضربه آخر روی قلب ورزشگاه بود. بعد از آن، دفاع ویلا با رهبری تایرون مینگز هر توپ و هر شوت را دفع کرد تا سیتی در خانه با شکست بدرقه شود.
این مسابقه فقط یک نتیجه عجیب نبود؛ یک تغییر کامل روایت بود. بازیای که قرار بود جشن پایان دوران پپ گواردیولا باشد، تبدیل شد به شبی که استون ویلا با بازگشتی خشن و فوقالعاده، هم سهمیه بزرگش را تثبیت کرد و هم یکی از احساسیترین شبهای تاریخ اخیر سیتی را تلخ کرد. فوتبال دوباره نشان داد که حتی بهترین فیلمنامهها هم همیشه پایان دلخواه ندارند.

